کد آهنگ

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
ღ.•*دختر گلم آنیتاღ.•*
ღ.•*دختر گلم آنیتاღ.•*
ثمره عشق مامان و بابا
تاريخ : يکشنبه 27 مرداد 1392 | نویسنده : مامان مینا




بازدید : مرتبه | موضوع :
162
تاريخ : شنبه 5 تير 1395 | نویسنده : مامان مینا

سلام دوستان

دوم  تیر دختر کوچولوی خاله مریم به دنیا اومد .

اینم یه عکس از چهره نازش

ماشالله خاله به فربونش برهمحبتمحبت




بازدید : 87 مرتبه | موضوع : دوستان آنیتا
161
تاريخ : شنبه 5 تير 1395 | نویسنده : مامان مینا

سلام دوستان

بعد از مدتها دارم پست میزارم

آنیتای من آلان دیگه سه سال و هشت ماهش شده

ماشالله خیلی شیطونه

چند تا عکس از این مدت  میزارم




بازدید : 93 مرتبه | موضوع : سه سالگی آنیتا
160
تاريخ : جمعه 24 مهر 1394 | نویسنده : مامان مینا

سلام

 

 

 

 

 




بازدید : 305 مرتبه | موضوع :
159
تاريخ : شنبه 13 تير 1394 | نویسنده : مامان مینا

سلام دوستان

چند روز پیش به پارک رفته بودیم.خیلی خوش گذشت. عسل منم کلی بازی کرد . از ذوقش که با دختر خاله و پسرخالش  آیداو محمد رضا(به قول خودش "صدا") بازی میکرد تو پوست خودش نمیگنجید. ولی متاسفانه اصلا نمیذاشت ازش عکس بندازم. یک عکس با هزار ترفند ازش انداختم که براتون در زیر گذاشتم.

کفشاشم درآوردهتعجب تو راه برگشت کلی هم طفلکی گریه کرد چون نمی خواست از دوستاش جداشه

چند روز پیش مربی مهدش(خاله مرجان) موهاشو بسته بودتعجب که کلی منو این مسئله سوپرایز کرد چون آنیتا نمیذاره کسی موهاشو ببنده!! من هم از این موضوع کلی ذوق کردم و عکسش رو انداختم.

 




بازدید : 415 مرتبه | موضوع : دو سالگی آنیتا
158
تاريخ : دوشنبه 11 خرداد 1394 | نویسنده : مامان مینا

سلام دوستان 

چند روز پیش صدای آنیتا رو ضبط کردم . براتون در زیر صداشو گذاشتم

لطفا برای شنیدن صدای کوچولوی من بر روی "صدای آنیتا " در زیر کلیک کنید.

صدای آنیتا




بازدید : 271 مرتبه | موضوع : دو سالگی آنیتا
157
تاريخ : دوشنبه 11 خرداد 1394 | نویسنده : مامان مینا

سلام دوستان

متاسفانه به دلیل مشغله زیاد نمیتونم زیاد تو وبلاگ آنیتا بیام و پست بزارم.

در زیر چند تا عکس از این چند ماهه اخیر گذاشتم

سفره هفت سین 94 در منزل عموی آنیتا( چیدمان سفره کار فاطمه جان دختر عموی آنیتاست. سلیقه رو دارید!!

آرام این آقا پسر جذاب هم امیر محمد پسرعموی آنیتاست.

هفته دوم عید بعد از برگشتن از نسرون من پستونک رو با هزار زحمت و ترفند از آنیتا گرفتم یکی از این ترفند ها رو در عکس زیر مستند کردم.

در زیر هم چند تا عکس از این دو سه ماه اخیر از آنیتا گذاشتم.چشمک




بازدید : 406 مرتبه | موضوع : دو سالگی آنیتا
156
تاريخ : شنبه 25 بهمن 1393 | نویسنده : مامان مینا

سلام دوستان

چند روزی است که از سفر حج برگشته ام. یک سفر روحانی که خداوند به هر مسلمانی ان شالله قسمت کند.

در مدت 10 روزی که در عربستان بودیم آنیتا رو به مادرم سپردم!!  قسمت غمناک  سفر من دوری از آنیتا بود و مابقی همه زیبایی و لذت بود.

خوشبختانه آنیتا در این مدتی که من در کنارش نبودم زیاد دلتنگی من رو نکرده بود به غیر از یکی دوباری که اسم من و باباش رو آورده بود و با کلام کودکانه خود گفته بود"بابا رفت. مامان رفت" دیگه چیزی نگفته بود.

ولی هنگام بازگشت وقتی آنیتا همراه خواهرم مهتاب به نسرون آمد تمام خنده های من رو که امید داشتم با دیدن آنیتا به چهره ام مییاد از بین برد. انچنان از من و باباش بغض و کینه داشت که دوست نداشت حتی طرفش بریم. تا من رو دید گریه کرد و به طرف خواهرم دوید(عذابی که این صحنه به من داد بالاترین عذابی بود که در طول زندگیم کشیده بودم) من با هزار زحمت به آغوشش گرفتم و براش لالایی ها و آوازهای مورد علاقشو خوندم تا آروم گرفت.بلاخره من رو پذیرفت ولی با باباش تا دو روز قهر بود .

حال از سفر وحی:

بهترین سفر روی زمین خاکی به قول جلال آل احمد در کتاب "خسی در میقات"

"ديدم كه تنها «خسي» است و به «ميقات» آمده است و نه «كسي» و به «ميعادي». و ديدم كه «وقت» ‌ابديت است، يعني اقيانوس زمان. و «ميقات» در هر لحظه‌اي. و هر جا. و تنها با خويش. چرا كه «ميعاد» جاي ديدار تست با ديگري. اما «ميقات» زمان همان ديدار است و تنها با «خويشتن». "

اینم عکس آنیتا از زمانی که در تهرون بود و من در عربستان!!(در کنا پسر خالش محمدرضا)

اینم من و مجتبی در لباس احرام

و مادر شوهر و پدر شوهر عزیز در لباس احرام




بازدید : 436 مرتبه | موضوع : دو سالگی آنیتا
155
تاريخ : جمعه 21 آذر 1393 | نویسنده : مامان مینا

 

سلام دوستان

آنیتا حدود دو هفته پیش آبله مرغون گرفت. رفتن آنیتا به مهد باعث میشه  خیلی زود مریض بشه . البته خیلی بهتر شد که در این سن آبله مرغون گرفت(سبک تر هستش).الان خدای شکر دیگه خوب شدش. ولی اوایلش دو نهاش میخارید. طفلکی زجر زیاد کشید.هر روز حمومش میکردم و هیدروکسین هم بهش میدادم. لوسیون کالامین هم به دونه هاش میزدم.

اینم یک عکس از اون دوران:(موهاش هنوز خیسه!! تازه از حموم آوردمش)

 

 

تولد آنیتا

تازه یک تولد کوچیک هم براش گرفتیم ولی چون داخل محرم بود مفصلش نکردیم.

 

راستی اینم یک عکس از آنیتا در محرم 93 در نسرون ( اون کوچولوی گوشه عکس دختر عمش (ریحانه) هستش)




بازدید : 362 مرتبه | موضوع : دو سالگی آنیتا
154
تاريخ : پنجشنبه 3 مهر 1393 | نویسنده : مامان مینا

سلام دوستان

ما هفته پیش بعد از حدود چهار ماه به نسرون رفتیم. خیلی خوش گذشت. جای شما خالی!! همه خانواده رو دیدیم. به آنیتا نیز خیلی خوش گذشت.تو حیاط خیلی بازی میکرد . حیوونکی اینجا یک حیاط به این بزرگی نداره که بازی کنهغمگینچشمک ولی کمی هم صورتش تو آفتاب سوخت . و یک بار هم از پله افتاد و لبش کمی خون اومدغمگین عکسش رو که لبش زخمی شده رو براتون میذارم (خیلی نارحت شدم.) جای زخمش رو تو عکس  دایره کشیدم. ولی خدای شکر فرداش خوب شد.

 




بازدید : 445 مرتبه | موضوع : یک سالگی آنیتا
153
تاريخ : پنجشنبه 3 مهر 1393 | نویسنده : مامان مینا

سلام دوستان

اواخر مرداد یک مسافرت با مامانمینا و خواهرم مهتاب  به شمال داشتیم. هوا خیلی گرم بود ولی در کل خوش گذشت. آنیتا برخلاف تصور من از آب میترسید و اصلا تو دریا نیومد. چند تا عکس از آنیتا در  این مسافرت تو این پست میذارم( این عکس ها برای سد رجایی شهر در نزدیکی ساری است)

niniweblog.com

 

 

niniweblog.com

niniweblog.com

اینم عکس مامانم با آنیتا در قطار در راه بازگشت به تهرونniniweblog.com

 




بازدید : 482 مرتبه | موضوع : یک سالگی آنیتا
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 14 صفحه بعد